ناصر خسرو

55

گشايش و رهايش ( فارسى )

جنبش [ 46 ] و آرام خالى نباشد و جنبش و آرام هر دو محدثند ، و چيزى كه پيش از محدث باشد ، پس عالم كه پيش از جنبش و آرام كه هر دو محدث است و شونده نبود ، دانيم كه هم صفت ايشان محدث باشد . دليل سوّم بر آن كه عالم محدث است آن است كه زيادت شدن و نقصان پذيرفتن در طبايع كه اجزاى عالم است روان است ؛ و بازهم چنان در نبات و حيوان زيادت و نقصان رونده است ، و چيزى كه زيادت و نقصان پذيرد محدث باشد از بهر آن كه شرط محدث آن است كه نبوده باشد آن وقت بباشد ، چون صفت زيادت بودن چيزى است نابوده و صفت نقصان نابوده شدن چيزى است بوده ، پس عالم كه اين هر دو صفت در جزوهاى او رونده است ، و هر دو محدث ، به اضطرار محدث است . و دليل چهارم بر آن كه عالم محدث است آن است كه چيزها كه يافته شد دليل كند بر چيزى كه مر او را يافته گرداند چنان كه آواز يكى از چيزهاى يافته است و نبشته نيز از چيزهاى يافته است ، و هر دو يك از ديگر دورند دريافته بودن ، و هر دو دليلند بر يافته كنندهء خويش ، و اين عالم به جملگى يافته است هر چند كه اندر او چيزهاى مخالف است ، دليل همىكند هر چيزى از او بر يافته كنندهء خويش و چون هر يافته‌يى را يافته كننده‌يى است عالم همه يافته است ، درست گشت كه او را يافته كننده‌يى است . پس [ 47 ] هر چه را يافته‌كننده باشد محدث باشد . دليل پنجم بر آن كه عالم محدث است آن است كه مر دهريان را گوييم : عالم از دو بيرون نيست ، يا هرگز حوادث‌پذير نبوده است يا پذيرندهء حوادث بوده است ، اگر گويند حوادث‌پذير نبوده است